مانليمانلي، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 3 روز سن داره

قصه نی نی کوچولوی ما...

دخترم داره بزرگ ميشه...

1392/5/27 15:24
نویسنده : مامی جون
290 بازدید
اشتراک گذاری

عزيزترينم انگار همين ديروز بود كه تو اتاق زايمان براي اولين بار صورت قشنگت رو ديدم... تو يه فرشته كوچولو بودي كه خيلي زود خودت رو تو دلم جا كردي و من رو خوشبخت ترين مامان دنيا كردي.

انگار همين ديروز بود كه براي اولين بار نگاهم كردي

براي اولين بار شير خوردي

براي اولين بار توي بغلم آروم شدي و خوابيدي

براي اولين بار خنديدي

براي اولين بار از خودت صدا دراوردي

براي اولين بار گردنت رو نگه داشتي 

براي اولين بار غلت زدي....

دو هفته اي بود كه به پهلو ميچرخيدي و سعي ميكردي بغلتي..  و ديروز وقتي پوشكت رو عوض ميكردم براي اولين بار خودت تنهايي غلتيدي و از شادي جيغ ميكشيدي... 

روزاي سخت و شيريني بود اين اولين ها... و من خدا رو شكر ميكنم كه من رو لايق فرشته اي مثل تو كرد.

دوستت دارم دلبندم... 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)