سال نو مبارككككككككككككك
سلام دختر قشنگم
عزيزدلم سال نو مبارك
امسال اولين عيد سه تاييمون بود. به خاطر همين من و بابايي كلي خوشحال بوديم
... و كنار سفره هفت سين كوچيك مون فقط براي سلامتي تو دعا كرديم و از خدا خواستيم تا صحيح و سلامت بياي پيش مون.
امروز 35 هفته است كه تو دل ماماني هستي و حسابي داري بزرگ ميشي... طوري كه ديگه انجام هر كاري براي من سخت شده حتي خوابيدن...
اما من تمام اين سختي ها رو به جون ميخرم تا فرشته كوچيكم راحت باشه و بزرگ بشه.
راستي عسلم قبل از عيد عزيز جون و آقاجون تخت و كمدت رو برات خريدن و وسايل و لباساي شما آوردن و توي كمدت چيدن. از اون روز من و بابايي هر روز ميام سر وقت وسايلت و كلي ذوق ميكنيم و هر روز براي اومدن تو بيتاب تر ميشيم.
امروز هم من لباساي كوچولوت رو شستم تا هيچ كثيفي و آلودگي روشون نباشه كه خداي ناكرده پوست از برگ گل نازكتر عروسكم رو اذيت كنه...
و اگه خدا بخواد همين روزا ساكت رو ميبندم و از دو سه هفته ديگه منتظر اومدنت ميشم تا بياي بغلم
هر چند دلم براي تكوناي قشنگت تنگ ميشه... مخصوصا وقتايي كه بابايي باهات حرف ميزنه و تو ذوق ميكني و انقدر براش دست و پا ميزني كه بابايي ميترسه كه نكنه كيسه آبت رو پاره كني و بي موقع بياي... قربونت برم كه از الان انقدر با باباجونت رابطه خوبي داري كه هر وقت تكون نميخوري و من نگرانت ميشم بهش ميگم بياد باهات حرف بزنه و تو به محض شنيدن صداش شروع ميكني به شيطنت و ورجه وورجه
دوستت دارم دختر نازم
بيتاب اومدنتم.....


سال نو مبارككككككككككككك
